غروب

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

سلام
غروب که میشود دلم بهانه تو را میگیرد
نگاهت را میخواهم
مگر نگفته بودی ما همراه همیم
؟
زمستان دارد میگذرد اما سودای دستهای گرمت رهایم نمیکند
تو همیشه دلنشین منی
حتی فکر کردن به تو آرامم میکند
خوشحالم که هرچند با من نه اما هستی
جاذبه توست که مرا روی زمین نگه داشته
و امید هر چند کودکانه به داشتنت
شاید روزی برای من شوی
فکر محال که محال نیست
خیلی از این فکرهای محال ریشه گرفتند و زندگی آدمها را دگرگون کردند
چه کنم میخواهمت
و این خواست امید فرداهای منست
دوستت دارم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۵ساعت ۱۱:۹ ب.ظ  توسط معصومه   | 
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:34
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها